تبلیغات
فراموش شده ها - یه احساس غریب
 
فراموش شده ها
خدایا چگونه زیستن رابه من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت!
صفحه اصلی      تماس با من      رایانامه     RSS      ATOM
درباره وبلاگ جنجالی


سلام خوش اومدین به کمپ جنجالی من
من شاعر نیستم از شاعری هم دلخوشی ندارم
سیاسی نیستم چون دوست دارم شخصیتی مستقل باشم
اخراجی نیستم ولی باکی ندارم اخراج شوم
عاشق هم نیستم بودم حالا نیستم
این وب جنجالی من میزبان شماست امیدوارم که در این محفل، خداگونه
بهم عشق بورزیم هر گونه اظهار نظر آزاد است

آیدین : آیدین
جنجالیست
جنجال دیگر
پرسش نامه
از چه جور آدمی بدت میاد؟








جنجالیست های اخراجی
آمار گردشگر
  • کل گردشگران :
  • گردشگران امروز :
  • گردشگران دیروز :
  • گردشگران این ماه :
  • گردشگران ماه قبل :
  • تعداد جنجالیست :
  • تعداد کل جنجال ها :
  • آخرین گردشگر :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 17 آبان 1390 :: جنجالیست : آیدین

خدایا!یاد باد که آن شب،من و آن ماه عالم تاب،درآن کوچه دست در دست هم به هرسویی روان گشتیم.

یاد باد،یاد باد که آن روزی که آن مهتاب،با آن زبان عاشقانش با آن لحن غریبانش،به من گفت که دوست دارم

از این گفتن از این حسش زمین و آسمان گشتند مبهوت من مبهوت آن یار عاشقانم

یاد باد،یاد باد در آن لحظه در آن غمگینی قلبم در آن نگاه غمگینش هزاران نغمه ی سنگین در آن وضع اسفناکش،سرود آخر

سرود آخر شعر رفتن و رفتن





نوع جنجال : جنجال عاشقانه، 
برچسب ها :

 
   

Pichak go Up